تبليغاتX
ما زنده از آنیم که آرام نگیریم

ما زنده از آنیم که آرام نگیریم

وای اگر خامنه ای حکم جهادم دهد

عذر خواهی...

سلام خدمت همه ی بر و بچه های با صفا و ولایی.

اول از همه از پیشگاه صاحب الزمان بعد حضرت آقا و بعد شما بچه های با مرام ولایی بابت آپ نکردن عذر خواهی میکنم.

بزودی بر خواهم گشت.

یا علی

+ نوشته شده در  شنبه 1389/07/10ساعت 0:12  توسط گمنام  | 

سیانور... پایانی بر فروغ جاودان


سيانور، پاياني بر فروغ جاويدان

دوشنبه بود؛ 27 تيرماه 1367 عقربه‌هاي ساعت، 2 بعدازظهر را نشان مي‌داد كه گويندة اخبار راديو، در رأس خبرهاي خود، خواند: جمهوري اسلامي ايران طي پيامي به دبيركل سازمان ملل، ضمن قدرداني از اقدامات وي اعلام كرد، در جهت استقرار امنيت، قطعنامه 598 را رسما پذيرفته است.
دو روز بعد، امام خميني(ره) پيام بسيار مفصلي به مناسبت سالگرد كشتار زائران ايراني در مكه و نيز پذيرش قطعنامه 598 صادر كرد كه در آن، از همة كساني كه در جبهه‌ها شركت كردند، تشكر كرده بود و پذيرش قطعنامه را در مقطع كنوني، به مصلحت انقلاب و نظام دانسته بود. در همين پيام بود كه ايشان، اين اقدام را به منزله «نوشيدن جام زهر» دانسته و فرمودند: «به اميد رحمت خدا، اگر آبرويي داشتم با او معامله كردم».
چهار روز از پذيرش قطعنامه از سوي ايران گذشته بود كه روز جمعه 31 تيرماه 1367، عراقي‌ها، دوباره دست به يك تهاجم گسترده در جنوب كشور زدند و تا سي كيلومتري خرمشهر جلو آمدند. آنها مي‌خواستند با اشغال مناطقي از ايران، افراد بيشتري را به اسارت بگيرند تا در مذاكرات پس از جنگ، برگ برنده دستشان باشد. با پذيرش قطعنامه هم، اكثريت نيروهاي نظامي حاضر در منطقه تخليه شده بودند و خرمشهر، مدافعان چنداني نداشت و در آستانه سقوط قرار گرفته بود. در اين هنگام، امام خميني(ره) با فرستادن پيامي براي فرماندهان سپاه، از آنها خواستند هر طوري كه شده، مانع از حضور دشمن در منطقه شوند. گسترده نيروهاي بسيجي، كه بعد از پذيرش قطعنامه، در باغ شهادت را به روي خودشان بسته ديده بودند، روانة جبهه‌هاي جنوب شدند و عراق را تا خطوط مرزي عقب زدند.
اين حمله وحشيانه عراق، به اعتراف كارشناسان عراقي، به ضرر خودشان تمام شد. يك مقام ارشد ارتش عراق، اين اقدام را اشتباهي استراتژيك دانست كه منجر به خروش ملي مردم ايران شد و ابتكار عمل را از دست عراق خارج كرد.

ساعت 14:30سوم مردادماه 1367 بود. تعدادي از اعضاي سازمان مجاهدين خلق كه با پيروزي انقلاب اسلامي به عراق متواري شده بودند، با استفاده از حمايت‌هاي گستردة صدام، در حال انجام اقداماتي بر ضد نظام جمهوري اسلامي بودند، از توجه ايران به مناطق جنوبي و غفلت از غرب كشور، استفاده كردند و با پشتيباني ارتش عراق، و با استفاده از آخرين سلاح‌هاي سبك و سنگين كه آمريكا و صدام در اختيارشان قرار داده بود، به سمت باختران(كرمانشاه فعلي) حركت كردند. آنان خيلي زود، با عبور از تنگة پاتاق، وارد خاك ايران شدند و شهرهاي سرپل‌ذهاب و كرند غرب را تصرف كردند. در شب اول در شهر اسلام‌آباد توقف كردند مردم اين شهر، حتي مجروحان حاضر در بيمارستان، را به رگبار گلوله بستند. جالب آنكه آنها حتي به بستگانشان هم رحم نكردند.
مسعود رجوي، سركرده اين گروه، در حالي كه بر خودروي ضدگلوله سوار بود، كاروان مجاهدين خلق را كه پانزده هزار زن و مرد بودند، همراهي مي‌كرد. فرماندهان منافقين، خيال مي‌كردند كه وضعيت نظامي ايران از هم پاشيده و بسيار آسيب‌پذير است و تنها يك ضربه و شوك، نظام جمهوري اسلامي را فرو خواهد ريخت. آنها طرح عمليات خود را در يك جلسه 24 ساعته آماده كرده بودند و در تاريخ 31 تيرماه 1367، نيروهاي خود را توجيه كرده و نام عمليات را هم گذاشته بودند: «فروغ جاويدان».
رجوي در جلسه توجيه نيروها، وضعيت داخلي ايران را شكننده توصيف مي‌كند و مي‌گويد: اين كالك عملياتي است. شما به آساني به تهران خواهيد رسيد و با سرنگوني رژيم، همة ايران در اختيار شما خواهد بود. و در پاسخ به يك سؤال ديگر، متكبرانه مي‌گويد: «پاسخ به سؤالات بعدي در ميدان آزادي تهران ...!»

در پايان روز اول بود كه مردان شوراي عالي دفاع ايران كه از سقوط شهرهاي غرب كشور مطلع شده بودند، صياد شيرازي را مأمور رسيدگي به وضعيت منطقة غرب كردند. صياد، همان شب با يك هواپيماي فالكون، خودش را به باختران رساند و هنگامي كه از اوضاع منطقه آگاه شد، دريافت كه برخلاف گمانشان، با ارتش عراق طرف نيستند؛ بلكه در برابر نيروهاي مجاهدين خلق، قرار گرفته‌اند. وي سپس طرحي ريخت كه بر پاية آن، بايد به متجاوزان اجازه مي‌دادند تا تنگة «چهارزبر» در 34 كيلومتري باختران پيشروي كنند. آنگاه در آنجا، خلبانان هوانيروز از عقب و جلو، راه را بر كاروان مي‌بستند و نيروهاي مردمي و بسيجي بسياري كه پس از آگاهي از حمله، از سراسر كشور به باختران آمده بودند، حسابشان را مي‌رسيدند. حضور گسترده نيروهاي مردمي در باختران به اندازه‌اي بود كه در جاده ورودي شهر، تا كيلومترها ترافيك شده و مردم، پياده به سمت شهر راه افتاده بودند!

صبح روز پنجم مرداد، عمليات «مرصاد» آغاز شد؛ رمزش را هم گذاشته بودند: «يا علي ‌بن ابي‌طالب». منافقين، كه سرخوش از اين بودند كه در طول مسير، با هيچ مقاومت خاصي روبه‌رو نشده‌اند، ناگهان خود را در جهنمي از آتش ديدند كه از زمين و هوا بر سر آنها ريخته مي‌شد. چند ساعت بعد،‌ جادة باختران ـ اسلام‌آباد، انباشته از ادوات سوختة اهدايي دولت‌هاي غربي به مجاهدين خلق شد.
بعضي‌ها هم كه موفق شده بودند از اين مهلكه جان سالم به در ببرند، به روستاهاي اطراف پناه بردند و برخي ديگر هم با خوردن قرص سيانور، به زندگي خود پايان دادند. عمليات كه تمام شد، دو طرف جاده آكنده از كپه‌هاي خاكي بود كه در زير خود، اجساد هزاران دختر و پسر را پنهان كرده بود كه دست به خون هموطنان خود آلوده كرده بودند.

ارتش عراق كه سلاح‌هاي گوناگوني مثل تانك‌هاي پيشرفته «تي ـ 72» به منافقين داده بود و علاوه بر اين هنگام عمليات با حمايت هوايي و بمباران شهرهاي در مسير، حداكثر پشتيباني را از نيروهاي اين گروهك كرده بود، پس از شكست سنگين در اين عمليات، در 29 مرداد 1367 مجبور به پذيرش آتش‌بس شد.

مرصاد، عرصة ايثار و فداكاري خيلي از جوانان و دلاورمردان اين وطن است؛ از جملة آنان، محمدرضا قلي‌وند است كه در روز پنجم مرداد ماه، در سرپل‌ذهاب به شهادت رسيد.
محمدرضا، فرماندار شهرستان كنگاورِ كرمانشاه بود؛ در حالي كه حتي نزديك‌ترين همرزمان او هم نمي‌دانستند مردي كه همراه آنها مي‌جنگد و حتي براي شناسايي، به داخل خاك عراق مي‌رود، يكي از مسئولان ارشد استان است!
شهيد قلي‌وند را «چمران خطه غرب» ناميده‌اند. وقتي به او مسئوليت فرمانداري كنگاور پيشنهاد شد، نمي‌پذيرفت. خيلي اصرار كردند، پذيرفت، اما به شرطي كه هر وقت لازم شد جبهه برود، كسي مانعش نشود.

 

دوشنبه بود؛ 27 تيرماه 1367

عقربه‌هاي ساعت، 2 بعدازظهر را نشان مي‌داد كه گويندة اخبار راديو، در رأس خبرهاي خود، خواند: جمهوري اسلامي ايران طي پيامي به دبيركل سازمان ملل، ضمن قدرداني از اقدامات وي اعلام كرد، در جهت استقرار امنيت، قطعنامه 598 را رسما پذيرفته است.
دو روز بعد، امام خميني(ره) پيام بسيار مفصلي به مناسبت سالگرد كشتار زائران ايراني در مكه و نيز پذيرش قطعنامه 598 صادر كرد كه در آن، از همة كساني كه در جبهه‌ها شركت كردند، تشكر كرده بود و پذيرش قطعنامه را در مقطع كنوني، به مصلحت انقلاب و نظام دانسته بود. در همين پيام بود كه ايشان، اين اقدام را به منزله «نوشيدن جام زهر» دانسته و فرمودند: «به اميد رحمت خدا، اگر آبرويي داشتم با او معامله كردم».
چهار روز از پذيرش قطعنامه از سوي ايران گذشته بود كه روز جمعه 31 تيرماه 1367، عراقي‌ها، دوباره دست به يك تهاجم گسترده در جنوب كشور زدند و تا سي كيلومتري خرمشهر جلو آمدند. آنها مي‌خواستند با اشغال مناطقي از ايران، افراد بيشتري را به اسارت بگيرند تا در مذاكرات پس از جنگ، برگ برنده دستشان باشد. با پذيرش قطعنامه هم، اكثريت نيروهاي نظامي حاضر در منطقه تخليه شده بودند و خرمشهر، مدافعان چنداني نداشت و در آستانه سقوط قرار گرفته بود. در اين هنگام، امام خميني(ره) با فرستادن پيامي براي فرماندهان سپاه، از آنها خواستند هر طوري كه شده، مانع از حضور دشمن در منطقه شوند. گسترده نيروهاي بسيجي، كه بعد از پذيرش قطعنامه، در باغ شهادت را به روي خودشان بسته ديده بودند، روانة جبهه‌هاي جنوب شدند و عراق را تا خطوط مرزي عقب زدند.
اين حمله وحشيانه عراق، به اعتراف كارشناسان عراقي، به ضرر خودشان تمام شد. يك مقام ارشد ارتش عراق، اين اقدام را اشتباهي استراتژيك دانست كه منجر به خروش ملي مردم ايران شد و ابتكار عمل را از دست عراق خارج كرد.

ساعت 14:30سوم مردادماه 1367 بود. تعدادي از اعضاي سازمان مجاهدين خلق كه با پيروزي انقلاب اسلامي به عراق متواري شده بودند، با استفاده از حمايت‌هاي گستردة صدام، در حال انجام اقداماتي بر ضد نظام جمهوري اسلامي بودند، از توجه ايران به مناطق جنوبي و غفلت از غرب كشور، استفاده كردند و با پشتيباني ارتش عراق، و با استفاده از آخرين سلاح‌هاي سبك و سنگين كه آمريكا و صدام در اختيارشان قرار داده بود، به سمت باختران(كرمانشاه فعلي) حركت كردند. آنان خيلي زود، با عبور از تنگة پاتاق، وارد خاك ايران شدند و شهرهاي سرپل‌ذهاب و كرند غرب را تصرف كردند. در شب اول در شهر اسلام‌آباد توقف كردند مردم اين شهر، حتي مجروحان حاضر در بيمارستان، را به رگبار گلوله بستند. جالب آنكه آنها حتي به بستگانشان هم رحم نكردند.
مسعود رجوي، سركرده اين گروه، در حالي كه بر خودروي ضدگلوله سوار بود، كاروان مجاهدين خلق را كه پانزده هزار زن و مرد بودند، همراهي مي‌كرد. فرماندهان منافقين، خيال مي‌كردند كه وضعيت نظامي ايران از هم پاشيده و بسيار آسيب‌پذير است و تنها يك ضربه و شوك، نظام جمهوري اسلامي را فرو خواهد ريخت. آنها طرح عمليات خود را در يك جلسه 24 ساعته آماده كرده بودند و در تاريخ 31 تيرماه 1367، نيروهاي خود را توجيه كرده و نام عمليات را هم گذاشته بودند: «فروغ جاويدان».
رجوي در جلسه توجيه نيروها، وضعيت داخلي ايران را شكننده توصيف مي‌كند و مي‌گويد: اين كالك عملياتي است. شما به آساني به تهران خواهيد رسيد و با سرنگوني رژيم، همة ايران در اختيار شما خواهد بود. و در پاسخ به يك سؤال ديگر، متكبرانه مي‌گويد: «پاسخ به سؤالات بعدي در ميدان آزادي تهران ...!»

در پايان روز اول بود كه مردان شوراي عالي دفاع ايران كه از سقوط شهرهاي غرب كشور مطلع شده بودند، صياد شيرازي را مأمور رسيدگي به وضعيت منطقة غرب كردند. صياد، همان شب با يك هواپيماي فالكون، خودش را به باختران رساند و هنگامي كه از اوضاع منطقه آگاه شد، دريافت كه برخلاف گمانشان، با ارتش عراق طرف نيستند؛ بلكه در برابر نيروهاي مجاهدين خلق، قرار گرفته‌اند. وي سپس طرحي ريخت كه بر پاية آن، بايد به متجاوزان اجازه مي‌دادند تا تنگة «چهارزبر» در 34 كيلومتري باختران پيشروي كنند. آنگاه در آنجا، خلبانان هوانيروز از عقب و جلو، راه را بر كاروان مي‌بستند و نيروهاي مردمي و بسيجي بسياري كه پس از آگاهي از حمله، از سراسر كشور به باختران آمده بودند، حسابشان را مي‌رسيدند. حضور گسترده نيروهاي مردمي در باختران به اندازه‌اي بود كه در جاده ورودي شهر، تا كيلومترها ترافيك شده و مردم، پياده به سمت شهر راه افتاده بودند!

صبح روز پنجم مرداد، عمليات «مرصاد» آغاز شد؛ رمزش را هم گذاشته بودند: «يا علي ‌بن ابي‌طالب». منافقين، كه سرخوش از اين بودند كه در طول مسير، با هيچ مقاومت خاصي روبه‌رو نشده‌اند، ناگهان خود را در جهنمي از آتش ديدند كه از زمين و هوا بر سر آنها ريخته مي‌شد. چند ساعت بعد،‌ جادة باختران ـ اسلام‌آباد، انباشته از ادوات سوختة اهدايي دولت‌هاي غربي به مجاهدين خلق شد.
بعضي‌ها هم كه موفق شده بودند از اين مهلكه جان سالم به در ببرند، به روستاهاي اطراف پناه بردند و برخي ديگر هم با خوردن قرص سيانور، به زندگي خود پايان دادند. عمليات كه تمام شد، دو طرف جاده آكنده از كپه‌هاي خاكي بود كه در زير خود، اجساد هزاران دختر و پسر را پنهان كرده بود كه دست به خون هموطنان خود آلوده كرده بودند.

ارتش عراق كه سلاح‌هاي گوناگوني مثل تانك‌هاي پيشرفته «تي ـ 72» به منافقين داده بود و علاوه بر اين هنگام عمليات با حمايت هوايي و بمباران شهرهاي در مسير، حداكثر پشتيباني را از نيروهاي اين گروهك كرده بود، پس از شكست سنگين در اين عمليات، در 29 مرداد 1367 مجبور به پذيرش آتش‌بس شد.

مرصاد، عرصة ايثار و فداكاري خيلي از جوانان و دلاورمردان اين وطن است؛ از جملة آنان، محمدرضا قلي‌وند است كه در روز پنجم مرداد ماه، در سرپل‌ذهاب به شهادت رسيد.
محمدرضا، فرماندار شهرستان كنگاورِ كرمانشاه بود؛ در حالي كه حتي نزديك‌ترين همرزمان او هم نمي‌دانستند مردي كه همراه آنها مي‌جنگد و حتي براي شناسايي، به داخل خاك عراق مي‌رود، يكي از مسئولان ارشد استان است!
شهيد قلي‌وند را «چمران خطه غرب» ناميده‌اند. وقتي به او مسئوليت فرمانداري كنگاور پيشنهاد شد، نمي‌پذيرفت. خيلي اصرار كردند، پذيرفت، اما به شرطي كه هر وقت لازم شد جبهه برود، كسي مانعش نشود.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1389/05/27ساعت 11:20  توسط گمنام  | 

تسخیر بیت منتظری و صانعی و مخفی شدن او از چشم مردم انقلابی+گزارش تکمیلی

 پس از دوازده ساعت مخفی شدن در محاصره امت حزب الله
معترضین که پس از برخورد توهین آمیز بیت صانعی با درخواست مردم انقلابی اقدام به تصرف اعتراضی و کوتاه مدت این بیت کردند ، با ورود به ساختمان متوجه فرار مخفیانه و تخلیه حاضرین در آن وخروج شخص صانعی از یک مسیر مخفی گردیدند.
 بیش از 5 هزار نفراز مردم مسلمان و انقلابی قم که در وقایع و حوادث قبلی شهر قم اعتراض خود را در خصوص تحرکات صانعی به اطلاع او رسانده بودند، پس مواجه شدن با خبر حضور مجدد مهدی کروبی از سران فتنه سال 88 در بیت کروبی تجمع خودجوش و انقلابی را در اطراف بیت صانعی برگزار کردند که با بی توجهی مجدد صانعی به خواسته های مردم تبدیل به تحصن  و محاصره انسانی و مردمی این مکان گردید، که در نتیجه این مسئله منجر به محبوس گردیدن وحشتزده کروبی و زهرا رهنورد همسر میرحسین موسوی در بیت نامبرده گردید.
 پس از بی توجهی کروبی و حامیانش به خواسته مردم و برخورد توهین آمیز با نماینده مردم که داخل بیت گردیده بود،معترضین که جمعیت آنان بیش از 5 هزار نفر برآورد می گردد و از دیروز اقدام به تجمع و تحصن در اطراف بیت صانعی که کروبی در آن پناه گرفته است نموده بودند؛ و اعتراض خود راباشعارهای "مرگ بر ضد ولایت فقیه" و شهر مقدس قم جای منافقین نیست" اعلام می کردند، خواسته های خود را مبنی بر تعهد کروبی بر عدم حضور مجدد در شهر مقدس قم و همچنین خلع لباس داوطلبانه کروبی از پوشش روحانیت پیش از خروج از قم از طریق نماینده خود به اطلاع بیت صانعی رساندند که با بی توجهی و برخورد توهین آمیز اشخاص داخل این بیت مواجه گردید.
بنابر اخبار واصله پس از به نتیجه نرسیدن مذاکرات نماینده معترضین با حامیان کروبی؛ واحدهای ویژه ناجا تلاش کردند تا مردم را از اطراف بیت صانعی عقب رانده و راهی برای خروج کروبی از قم پیدا کنند که همین امر و تحرک فیزیکی نیروهای انتظامی منجر به بروز درگیری هایی بین این نیروها و مردم گردید ، که در نتیجه تعدادی از معترضین مجروح و مصدوم گردیدند. سرانجام حدود ساعت 4 صبح و پس از 12 ساعت تجمع و تحصن پرشور و انقلابی مردم قم در اعتراض به حضور فتنه گر، با استفاده نیروهای حفاظتی از تاکتیک های اجرایی مانند عملیات روانی و استفاده از چند خودرو بدل و فریب تجمع کنندگان و همچنین استفاده از نیروهای یگان ویژه ناجا به صورت همزمان موفق به خروج کروبی از طریق یکی از خانه های مجاور بیت صانعی گردیدند و بار دیگر کروبی با فراری مفتضحانه شهر قم را شبانه به سمت تهران ترک نمود.
مردم معترض که پس از12 ساعت تجمع و تحصن هوشمندانه و بر اثر برخوردهای توهین آمیز صانعی با خواسته هایشان، به بیت صانعی وارد گردیدند؛ پس ازورود بر روی بام این ساختمان مستقر گردیده و با شعارهای انقلابی خود اعتراض مردم به عملکرد فتنه گران بر علیه نظام را نمایان کردند.
بنابر اخبار واصله از منابع خبری یکی از نکات جالبی که پس از ورود معترضین به ساختمان مشخص شد فرار کلیه اعضای بیت صانعی از آن مکان و پنهان گردیدن موقت صانعی در سطح شهر مقدس قم می باشد.
تا این لحظه کماکان محل استقرار صانعی مخفی بوده و برای عموم مردم مشخص نمی باشد.
گفتنی است که صانعی پیش از این به کرات شاهد اعتراض و اخطار مردم انقلابی قم نسبت به عملکرد سیاسی خود و حمایت از فتنه گران با استفاده از کسوت مقدس مرجعیت بوده است اما با تداوم اعمال و تحریکات التهاب آفرین خود زمینه را برای بروز ناآرامی هایی در شهر قم مهیا می نماید.

لازم به ذکر است که علی رغم اینکه جامعه مدرسین حوزه علمیه قم طی بیانیه ای صانعی را فاقد شرایط احراز مرجعیت اعلام نموده است نامبرده کماکان بر مرجعیت خود تاکید دارد که این خودخواندگی مرجعیت نیز یکی از دلایل اعتراض مردم می باشد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1389/03/26ساعت 14:14  توسط گمنام  | 

یک روز دیگر....

بسم الله الرحمن الرحیم

بار دیگر ملت شجاع و انقلابی ایران با حضور میلیونی در یکی دیگر از نمازجمعه های تاریخی حمایت خود را نسبت به آرمانهای امام،نظام جمهوری اسلامی و مقام معظم رهبری(مدظله العالی) ابراز کردند و به خوارج زمان مجال سخن گفتن ندادند.

ملت امروز تنفر خود را از سکولاریسم و صهیونیسم به جهانیان نشان دادند و اکنون در حال راهپیمایی ضد اسرائیلی به ابراز انزجار علیه اقدام ددمنشانه ی رژیم صهیونیستی در حمله به کاروان آزادی می پردازند.

اگرچه توفیق حضور در جمع مردم نصیب من نشد ولی در همین تارنما به عنوان یک ایرانی مسلمان فریاد بر می آورم:

خامنه ای خمینی دیگر است

ولایتش ولایت حیدر است

احمدی احمدی حمایتت میکنیم

مرگ بر موسوی منافق

زنده و پاینده باد یاد شهیدان ما

ای رهبر آزاده آماده ایم آماده

پ ن: خبر ها حاکی از آن است که ارتباط مخابراتی دومین کشتی صلح جهانی که از ایرلند بسوی غزه راه افتاده با مرکز قطع شده که گویا جنایت دیگری از سوی رژیم غاصب صهیونیستی را ندا میدهد...

+ نوشته شده در  جمعه 1389/03/14ساعت 14:49  توسط گمنام  | 

فرمانده سپاه سنندج:نقش زنان در ميدان جنگ نرم سرنوشت‌ساز است‌





سپاه : فرمانده سپاه ناحيه سنندج گفت: نقش زنان در دفاع از ارزش‌هاي اسلام و انقلاب در ميدان جنگ نرم حساس و سرنوشت‌ساز است.

 

ادامه مطلب را بخوانید..........**



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 1389/02/19ساعت 0:23  توسط گمنام  | 

موج سبز بیگناه!!!

 

 

سلام دوستان

tehran-iran-presidential-election-riots-moussavi-1.jpg

مردم بیگناه در حال از بین بردن بیت المال. آیا راننده اتوبوس رای شان را دزدیده بود؟ در حال پیگیریست!

4582_1170677948312_1268903500_988595_5469986_n.jpg

در تصویر بالا مشاهده میکنید که مردم بیگناه را چگونه میخواهند بزنند!

 

دوستان شرمنده دیر آپ کردم. میخوام جواب بعضی از دوستان رو بدم که میگن چرا مردم بیگناه!!!! رو زدن؟ آقا اول باید معلوم شه کی فتنه به پا کرد. همه شاهد بودیم که آقای موسوی - کروبی و بعدا آقای رضایی با بهانه تقلب در انتخابات مردم رو به نافرمانی مدنی و لشکر کشی خیابانی دعوت کردند آنهم بدون هیچ مدرک خاصی! آهان یادم رفت بود مدرک مهمشون این بود که مگر میشود مردم فرزند خود را رها کنند و به غریبه رای دهند و یا مگر میشود مردم داماد خود را رها کنند و باز به یک غریبه رای دهند.

مولف: خانم روشن فکر رهنورد خانم! ( قرآن پژوه!!!! )

جالبه...

ما آخر نفهمیدیم مردم باید به دامادشون رای بدن یا فرزندشون! اگه قراره به فرزندشون رای بدن پس تو لرستان مردم باید به کروبی رای میدادن نه موسوی و اگه قرار بود به دامادشون رای بدن پس نباید رو رای آذربایجان حساب باز میکردند. ( این مدرک خانم رهنورد جک سال ۸۸ بود! )

 

مردم بیگناه در حال شکستن در و ورود به پایگاه!!! طفلکیا!!!

 

مردم بیگناه با ورود به پایگاه بسیج میخواستند رای های گمشده شان را پیدا کنند! پایگاه گردان ۱۱۷ عاشورا حدودا سه ساعت و نیم در حال سوختن و حمله مردم بیگناه بود و اگر این بیگناهان وارد پایگاه میشدند میتوانستند حدودا ۳۰۰ قبضه سلاح گرم را بدست آوردند. که با این اوصاف باید شاهد جنگ داخلی میشدیم! ولی شجاعت یک  بسیجی مانع از این اتفاق خطرناک شد که باید دست این بسیجی را بوسید. سه یا چهار نفر از مردم بیگناه در این صحنه کشته شدند. البته قبل از آن مردم بیگناه یک دختر و مادرش را که به طبقه پایین این پایگاه پناه برده بودند را به شهادت رساندند.

و در ادامه... 

151513_orig.jpg

به نظر شما در این عکس چه کسی میخواهد درگیری را آغاز کند مردم بیگناه یا گارد ضد شورش؟!

151514_orig.jpg

در این عکس هم پیداست که مردم بیگناه آغازگر درگیریها هستند.

هنوز معلوم نشده عقده مردم بیگناه از پایگاه های بسیج برای چه بود؟

 

3298.jpg

آیا دختران محجبه رای مردم بیگناه را دزدیده بودند؟

 

ap_aks_08___2.jpg

فرد بیگناه چه میکنه در این تصویر؟!

 

tg9u8e18jb9xz6tqc94u.jpg

مردم بیگناه در حال تنبیه یکی از دزدان رایشان هستند! به سنگی که در دست یکی از مردان بیگناه است دقت کنید ... میخواهد با آن بر سر این دزد بزند!

یک سوال آیا کسانی که با ادعای تقلب در انتخابات حدودا چهل میلیارد به شهرداری خسارت زدند و آسایش مردم را سلب کرده بودند بیگناه هستند؟ و نظام چه برخوردی باید میکرد؟ آیا باتوم خوردن چند بیگناه سنگین تر از اینهمه خسارت روحی و مادیست؟ و یا نظام باید برای قدر دانی از این بیگناهان بخاطر آشوبها و اغتشاشات برایشان مراسم گرفته و لوح تقدیر میداد؟

چند روز پس از انتخابات که اغتشاشات ادامه داشت گروهی از مردم بیگناه با شعار نه موسوی نه احمدی فقط رژیم پهلوی به دزدیده شدن رای شان اعتراض میکردند!

par258172.jpg

لیاقت این افراد همین سگ باز ملعون است . کسی که بی حیایی را در ایران به اوج خود رسانده بود و تمدن آریائیها را به سخره گرفته بود. مردمان ایران زمین از گذشته ها حتی قبل از ظهور اسلام با حیا و با حجاب بودند. افرادی که شعار جمهوری ایرانی را سر میدهند یک مشت بی دین فاسق بودند که مانند موشی در سوراخ قایم شده بودند و با بهانه ای که آقای موسوی مزدور به دستشان داد و با حمایت دیکتاتورهای غربی از سوراخهای خود به بیرون آمده و قصد جنگیدن با شیرمردان حزب الله ایران را داشتند که طبیعی بود که موش در برابر شیر توان جنگیدن ندارد ولی توهم کار خود را کرده بود!

زنده باد اسلام و زنده با ایران

نظر فراموش نشود - یا علی

+ نوشته شده در  شنبه 1389/02/18ساعت 14:10  توسط گمنام  | 

در تشییع جنازه ی همسر آیت الله منتظری چه گذشت؟؟؟

فرمانده انتظامي استان قم گفت: مراسم تشييع خانم رباني در فضايي آرام رخ داد و بدون درگيري انجام شد.



به گزارش فارس مهدي توكلي با اشاره به برگزاري مراسم تشييع ماه‌سلطان رباني همسر مرحوم آیت الله حسينعلي منتظري گفت: اين مراسم بدون هيچ درگيري انجام شد و ما شاهد برگزاري مراسمي آرام بوديم.

وي بيان داشت: نيروي انتظامي تمام اقدامات لازم را براي برگزاري يك مراسم آرام انجام داد و خوشبختانه مراسم در كمال آرامش انجام شد.

فرمانده انتظامي استان قم در پاسخ به اين سئوال كه برخي سعي در متشنج كردن فضاي حاكم بر مراسم را داشتند بيان داشت: همانگونه كه مشاهده شد تعداد اين افراد بسيار اندك بود و مي‌خواستند با برخي اقدامات خود فضاي مراسم را متشنج كنند ولي نتوانستند كاري از پيش ببرند.

توكلي ابراز داشت: مراسم تشييع در حرم مطهر و همچنين گلزار شهدا با آرامي دنبال شد و اين مرحومه نيز به خاك سپرده شد.

در مراسم تشييع همسر منتظري حدود 200 نفر شركت كرده بودند كه اغلب از استان‌هاي تهران و اصفهان بودند.

ماه‌سلطان رباني همسر آیت الله منتظري بود كه روز گذشته در سن 84 سالگي درگذشت و پيكر وي در قطعه مادران شهيد گلزار شهداي قم به خاك سپرده شد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1389/02/01ساعت 0:6  توسط گمنام  | 

ارزشها در اندیشه فتنه گران

 

حجاب زن برای او مضر است

محمد خاتمی(معروف به ممد چاخان): اگر این حجاب و پوشش مانع حضور زن و بروز شخصیت زن شود، قطعا مضر است... مشکل این است که زنان چگونه لباس بوشند، مشکل این است که زنان بتوانند در عرصه های مختلف حضور داشته باشند.

(همبستگی، ۱۶/۷/۷۹)

جلوگیری از روابط دختر و سر جلوگیری از پيشرفت است

آروشا مشتاقی زاده: دختر و پسر به دوستانی از جنس مخالف، احتیاج دارند و جدا کردن آنان از یکدیگر اثرات نامطلوبی بر فرد و جامعه دارد و امکان پیشرفت را کم می کند.

( ایران جوان، ۱۲/۳/۷۸)

شعار مرگ بر آمریکا وحشیانه است

عطاء الله مهاجرانی: سر دادن شعار مرگ و آتش کشیدن پرچم آمریکا، اعمالی زشت و وحشیانه است!!!

(جبهه، 30/5/78)

حذف صحنه های جنسی از فیلم ها هیچ مستند شرعی ندارد

محمد جعفر هرندی: حذف صحنه های جنسی و مشروب خواری از فیلم ها ، هیچ مستند شرعی ندارد؛ کجای فقه آمده است که گفتن و شنیدن اینکه پسری به دختری بگوید: دوستت دارم، حرام است؟؟؟؟

(هفته نامه آبان، 9/11/78)

هیئت های مذهبی منشا خشونتند

محمد قوچانی: هیئت های مذهبی منشا خشونتند و بسیجی ها اعضای تشکیل دهنده این هسته ها می باشند.

عصر آزادگان، 20/1/79)

هنرمند به فضای ابتذال نیاز دارد

بهروز افخمی: هنرمند اصیل هم به نحوی به فضای زنده و البته آمیخته به ابتذال نیاز دارد و در یک فضای پاکیزه شده و تحت سانسور از دل و دماغ می افتد.

(کیهان، 2/8/79)

خمینی متعلق به موزه تاریخ است

اکبرگنجی: ما تلاش می کنیم خمینی را به گونه ای تفسر کنیم که مخالف با دموکراسی نباشد!!!؟ خمینی دیگر وجود ندارد آنچه وجود دارد فقط برداشت های ما از سخنان اوست. اما او به هر حال یک روزی در موزه خواهد رفت و هیچ کس نمی تواند جلوگیری کند این یک تامل تاریخی است.

(کیهان، 24/1/79)

فرهنگ شهادت خشونت آفرین است

عبدالکریم سروش: فرهنگ شهادت خشونت آفرین است، اگر کشته شدن آسان شد، کشتن هم آسان می شود.

(نشاط، 12/3/78)

خدا را هم میتوان فتنه گر نامید

محمدکاظم محمدی اصفهانی: مردم حق دارند همه مسئولان را به سوال کشیده و از آنها انتقاد کنند حتی اگر آن مسئول، پیامبر و امام معصوم باشند، بلکه به خود خدا هم می توان اعتراض کرد و او را فتنه گر نامید.

(ایران، 24/4/79)

علیه خدا هم میتوان اعتراض کرد

ابراهیم اصغر زاده: اگر مجوز راهپیمائی به هر گروه بر اساس قانون داده شود اشکال ندارد، حتی علیه خدا.

(آفتاب امروز، 2/6/78)

اراده مردم همان اراده خداست

فرامرز شکوری: اراده مردم همان اراده خداست و انتخاب مردم هم همان انتخاب خداست، لذا دموکراسی غربی با دین سازگار نیست.

(آبان، 2/6/77)

امروز خدا در جامعه هیچ کاره است

محسن کدیور: یک زمانی مردم می گفتند چون عیسی(ع) این سخن را گفته پس درست است، اما امروز عیسی که سهل است خود خدا هم اگر حرفی بزند و آن حرف با عقل مردم منطبق نباشد نخواهند پذیرفت. امروزه خدا در جامعه هیچ کاره است، همه کاره مردمند.

(دانشگاه تهران، سال 79، پژوهش های قرآنی)

ما پیشرفت نمی کنیم چون هنوز خدا نمرده است

علیرضا علوی تبار: جامعه ایران فاز سنتی خود را پشت سر گذاشته و می خواهد مدرن و صنعتی شود، اما در این جامعه هنوز خدا نمرده است. بنابراین ما چگونه می توانیم به این وضعیت چیره شویم.

(یالثارات، 4/3/79)

بعد از پیامبر ولایت خاتمه یافته است

عبدالکریم سروش: ولایت، منحصر در شخص نبی اکرم است و با رفتن او ولایت نیز خاتمه می یابد؛ او خاتم نبوت و خاتم ولایت بود، ولایت پیامبر بعد از او به کسی منتقل نشده است.

(ماهنامه کیان، بهمن 77)

در مقابل اهانت به پیامبر سکوت کرد

فرهاد بهبهانی: حکم « سبب النبی و الائمه» قتل نیست بلکه باید آن را تحمل کرده، مقابله به مثل نکرد.

(آبان، 10/7/78)

موسوي:مشهور به چيز حسين:

مشكل مملكت ما سيرهستش بنده رفته بودم همدان محصول اونجا سيره سير

كشاورز اومده به من ميگه سير چيني اومده و ما نميتونيم سير ايراني بفروشيم

بنده فرمان هشت ماده اي امام(ره)رو اجرا خواهم كرد

خرداد۱۳۸۸مناظره با دكتر محمود احمدي نژاد

 

 

كروبي هم معروف به شيوخ .........:اين و خودتون حدس ميتونيد بزنيد

ولي حرف دل همه ي برو بچه هاي عاشق ولايت فقيه

لعن علي عدوك يا حسين

هاشمي و كروبي و خاتمي و مير حسين

 

منبع:وخدايي كه در اين نزديكيست

+ نوشته شده در  دوشنبه 1389/01/30ساعت 23:46  توسط گمنام  | 

عملکرد بسيج قسمت 1

 

عملکرد بسيج را در سه دهه گذشته مي‌توان به اين ترتيب دسته بندي کرد. در دهه اول، شاهد حضور حماسي و داوطلبانه جوانان بسيجي هستيم که خالصانه در عرصه هاي مختلف خصوصا در مبارزه با تجاوزکاران عراقي وارد کارزار شدند. آنها چنان در ولايت ذوب بودند که به تاسي از معمار کبير انقلاب، دنيا را رها کردند و براي امنيت جامعه، يا به شهادت رسيدند يا اسارت و آزادگي يا جراحت و جانبازي را به جان خريدند. کارکرد دهه اول حضور بسيج در کشور، ايجاد امنيت در جامعه بود، چرا که طبيعتا مهم ترين نياز مردم در جوامع بشري، دارا بودن امنيت است و از اين لحاظ در آن دهه حساس، بسيج به بهترين شکل، عمل کرد و حضور داوطلبانه نيروهاي بسيجي و تاثير وجود آنها را مردم با تمام وجود حس کردند. در دهه هاي بعد، اين نوع نياز از جانب مردم کمتر احساس شد. با وجودي که ما همواره در معرض تهديد قرار داريم، اما پايان جنگ، اين حس را ايجاد کرد که بسيج ديگر صحنه هاي عملياتي ندارد و کارکرد نظامي بسيج را پايان يافته تلقي کردند. در حالي که بايد بعد از جنگ بر روي گسترش اين فرهنگ و نهادينه شدن آن کار مي شد، ولي تغييراتي در اوضاع فرهنگي کشور در حال شکل گيري بود و هنوز هم هست که از داخل و خارج، دشمن درصدد تضعيف اين فرهنگ - که سلاح برنده و برگ برنده ما در جنگ بود - برآمدند. به بيان ديگر، دشمن تلاش کرد تا با تحرکاتي جدي افکار عمومي را به دست گيرد و نقطه قوت کشور ما را مورد هدف قرار دهد. با ايجاد تاثيرات منفي بر اجتماع و به ياري برخي افراد کم اطلاع و دشمنان داخلي، اقداماتي انجام گرفت که متاسفانه لطماتي جدي به بسيج و فرهنگ آن نزد افکار عمومي زد. بعدها مشخص شد که اين تحرکات ريشه در جريان هاي پشت پرده ضد بسيج و بسيجي دارد و اين سوژهايي است براي تخريب بسيج.

 

ادامه مطلب را بخوانید...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 1389/01/24ساعت 0:12  توسط گمنام  | 

ادب؟ خواهش میکنم شما دیگر دم از ادب و نزاکت نزنید!

 

 

سلام دوستان

 رئیس جمهور خطاب به اوباما گفت: شما تازه از راه رسیده‌اید یك مقدار صبر كنید تا سرد و گرم را بچشید؛ دلیلی ندارد كه هر حرفی به شما گفتند آن را تكرار كنید و بدان گنده‌تر و گردن كلفت‌تر از تو نیز نتوانستند هیچ غلطی بكنند.

به نظر من جمله بسیار قاطعانه و بدون نقصی هستش که جای نقد نداره... ولی تو این چند روزی که این جواب دکتر در رسانه ها و... پخش شده یه عده که خود نهایت بی ادبی و بی فرهنگی هستند شروع به نقد این جمله دکتر کردند که نشان از منافق صفت بودن آنهاست...

مثال یکی از نظر دهنده های وبلاگ اینجانب که هر روز با نظرات خصوصی و غیر خصوصی آلات تناسلی خود و خانواده اش را به من و ... نثار میکرد! حالا این جواب دکتر را بی ادبی نامیده و ادبیات دکتر عزیز را نقد میکنه! یا کسانی که من در در و همسایه و... میشناسم که خدای ادب و نزاکت هستند و کسی جرات ندارد با آنها دهن به دهن شود در این مورد منتقد شده اند و میگویند که این گونه صحبت کردن دکتر آبروی ایرانی جماعت را خواهد برد!

و جالب اینجاست همه این افراد از حامیان موج توهم = موج سبز هستند که از رهبرانشان گرفته تا بی مصرف ترین فرد این حزب در ادب و نزاکت دست خاتمی را از پشت بسته اند! بله خاتمی...

خاتمی کسی بود که وقتی دانشجوها او را هو کردند با یک ادبیات تند و غیر اخلاقی همه را انگشت به دهان گذاشت... خاتمی خطاب به دانشجویان گفت: آدم باشید ... خفه شید ... کاری نکنید که بگم پرتتون کنن بیرون! این عین جمله ای است که خاتمی به کار برد. به نظر شما چرا در آن زمان این همه منتقد وجود نداشت؟!!! چرا کسی رد آنزمان این جمله خاتمی را نقد نکرد؟

آقای میر حسین در مناظره با کروبی چنان با حالت پرخاشگری بیچاره مجری را مورد سرزنش قرار داد که من اگه جای مجری بودم چنان چکی تو گوشش میخوابوندم که دیگه جلوی ۷۰ میلیون نفر اونم پخش زنده چشماشو ببنده و دهنش رو باز کنه!

حامیان موج سبز... ادبیات شیرین شما را هم در قبل هم در بعد انتخابات دیده ایم... بگذارید چند تا مثال کوچیک بزنم...

قبل از انتخابات...

روز دوم خرداد همایشی که آقای خاتمی خوش سخن! و خانم رهنورد روشن فکر حضور داشتند. من خودم اون اولای انتخابات طرفدار میر حسین بودم و زیاد نمیشناختمش فکر میکردم چون مورد اعتماد امام  و آقا بوده هنوزم همون آدمه... برای همین من توی دو تا از این همایش ها شرکت داشتم که عینا میدیدم چیکار میکردند...

من هنوز موندم که همایش بود یا کاباره و یا دیسکو!!! اونم تو ایام فاطمیه !!!

کسانی که خود را مسلمان و شیعه میدانند در آنروز با ظاهری زننده در این مراسم حضور یافتند و با پخش موسیقی گروهی با حالتهای رقص مراسم را گرم میکردند!

به به هنرمندان سبز!

مردم خداجو قبل از انتخابات!

حامیان آل علی (ع)!

 

و آنروز زیباترین روز خاتمی بود!!!

میر حسین پارچه سبز که همان رنگ انتخابی برای انقلاب مخملی بود را نماد اهلبیت نامید! و جالب اینجاست که هوادارانش چه خوب حرمت نماد اهلبیت را نگه داشتند!!! رقص و آواز با نماد اهلبیت!!!

همه شاهد حضور این آقا و توهین ایشون به دکتر احمدی نژاد در اون روز بودیم... ادبیات ایشون رو یادتون هست؟! ایشون گفتند: چهار سال با دروغ مملکت رو اداره کردند... چهار سال یه آدم کوچولو منو کوچولو کرد... واقعا گستاخی و بی شعوری تا چه حد؟!! در مراسم که حدودا بالای ده هزار نفر شرکت دارند با چنین جمله ی توهین آمیزی رئیس جمهور قانونی و منتخب مردم رو به سخره بگیری!!! آقای خاتمی چرا با این رفتار حامیان حزبش برخورد نکرد؟ چون خود او از آنها بی فرهنگر و ... است.

در خیابانها قبل از انتخابات شعارهایی از سوی حامیان موج توهم سر داده میشد که نشان دهنده با بودن فرهنگ این حزب غرب گرا بود... مثال:

دولت سیب زمینی نمیخوایم نمیخوایم!

یه هفته   دو هفته   مجمود حموم نرفته!

اتل متل توتوله   دیکتاتوره کوتوله!

و خیلی شعارهای دیگه که همه شنیدید. و بعد انتخابات...

اگه چند تا از کلیپهای تصویری اغتشاشات بعد از انتخابات رو ببینید ... فرهنگ موج توهم رو خواهید دید. فحاشیهایی که من یک دونش رو هم نمیتونم اینجا بکار ببرم بر علیه رهبر معظم انقلاب -دکتر - بسیجیها- حامیان دولت خواهید شنید! فحش های ناموسی که در کنار ناموس خود و همفکرانشان سر میدادند!

امام راحل نیز در جمله ای خطاب به آمریکا گفت: آمریکا هیچ غلطی نمیتواند بکند... چرا این جمله امام (ره) را نقد نمیکنید. غلط همان غلط است! ولی چون از دهان دکتر بیرون آمده اخ شده!

و در آخر اینجانب خطاب به حامیان موج سبز که دیگر خوی و خصلت منافقان را به خود گرفته اند بگویم که زیادی خودتان را خسته نکنید. با این توهین ها - فحاشیها - عداوتها - و نقدهای مضحک نمیتوانید مرحمی بر شکست خفت بارتان بگذارید. این دولت و نظام تا ظهور با قدرت به راه خود ادامه خواهد داد و مردم این آب و خاک هر روز شاهد سربلندی ایران عزیزمان خواهند بود و تا ظهور تا آخر هستیم...

اللهم عجل لولیک الفرج والعافیة والنصر وجعلنا من خیر اعوانه وانصاره والمستشهدین بین یدیه

نظر فراموش نشود. یا علی ...

+ نوشته شده در  دوشنبه 1389/01/23ساعت 23:49  توسط گمنام  |